هر روز چیزتر از دیروز !!!

برای اجرا کردن اوامر دانشگاه های منتخب بنده ، کارهایم هر روز چیزتر از دیروز می شود و انگار خیال هم ندارد که به سرپایینی و قسمت های شیرینش نزدیک شود ... من هم انگار با تمام تیک هایی که کنار sticky note های دیوار اتاقم زده ام که یعنی ، مهر زده شد ، سفارش کارنامهء لاتین داده شد ، امضاء گرفته شد و چک کردن دیکته دروس درون کارنامه انجام شد و recomm پرینت شد و email زده شد و application form پر شد و credit card گرفته شد و الا آخر ، بازم برای دویدن صبحگاه تا شامگاه کار دارم ... حاضر می باشم که ده بار دیگه برای GMAT بروم مملکت غریب و برگردم و زودتر این خرکاری هایی که نفس خر را هم می گیرد ، تمام شود تا فاتحه ما را تمام نخوانده است ... باز هم دست بدعا هستیم که این همه دوندگی یه نتیجه ای بدهد در حد پایین ترین rank انتخاب شده ... بدین سان ما را پیش زمین و زمانه رو سفید کند که اگر ایطو نشود ، خیلی ضایع می گردد ... اگر هم ضایع گردد ، باکی نیست و بازهم از سر خط شروع می کنم با یک عدد سنگ پای قزوین که فانی آورده است ... من در کل حالم خوب است ، یکشنبه کمی خوب تر می شود ... بیست و هفت بهمن قدری بیشتر ... و ده روز بعدترش هم یک خیال راحت به حال بیشتر خوب تر شده ام اضافه می شود ... اواسط اسفند هم که ......... !

فقط از اواخر اسفند تا اواسط اردیبهشت، قیافه من دیدن دارد !! .. هر که ببیند و نخندد ، خر است ... !! ... بلیط می فروشیم ، اینترنتی ! ... در حد جشنواره فجر که سهل است ... در حد اسکار و این ها ! ...

پ . ن : به این روش می گویند ، گفتن به مرگ و راضی شدن به تب ! .. فقط مرگ و تب من چه باشد که خوب باشد ، نمی دانم !





























   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.some14myself.biz