back

اندازه تمام فحش هایی که تمام عمر از آشنا و غریبه و بصورت چش تو چش و غیبت شنیده بودم ، به خودم این چند روز لیچـــــــــــــــــــار بار کردم … خودمون این مصیبت رو انداختیم تو دامن خودمون که لعنت بر خودمون باد … این دو هفته یه طوری سر کنم بعدش به خودم قول [...]

نظر دهید

من رو دوس داره !!!!

نظر دهید

یه شکر داشتم و یه شکایت … ! شکرم بخاطر زندگی و شکایت بخاطر زندگی بود … ! که جفتش یادم رفت … به همین راحتی ، یه چند ساعتی بیشتر جاده رو می گذرونیم … به سه هفته مزخرف دیگر نزدیک می شوید … مخ خود را خاموش کنید … پ . ن : [...]

نظر دهید

هفته ای دوبار هم به خودمون زحمت سلام و علیک نمی دیم ، چه برسه به دست و سایر معاشرت های معمول … حالا نمی دونم چطوری شده که نه گذاشته و نه برداشته ، قارپی ، خواب ما رو دیده … اونم یه خوابی که به چیز شدیم توش ! … توصیف سر و [...]

نظر دهید

دفاعیه هادی (علیه سلام) سر رسید … بر آن شدیم ، تا در رکاب محمدمهدی (صلوات الله علیهم) برویم که خنده ای آید و خاطرمان گشاده گردد … نیز زمانی را به قتل برسانیم … علاوه بر آن تجسمی داشته باشیم هر چند ایهام دار ، از جلسه دفاعی که عن قریب گریبان گیر خودمان [...]

نظر دهید

bback