اره خلاصه … مثل همه ما هم به این بهشت زمین بعد از ۶ ، ۷ ساعتی نیاز مبرم پیدا کردیم و رفتیم به سمتش .. روی در یه چیزی نوشته بود … البته زیاد سعی نکردم بخونم … آخه خیلی وقت بود که نوشته بودند و هر بار که نگاه کرده بودم چیزی دست [...]
اره خلاصه … مثل همه ما هم به این بهشت زمین بعد از ۶ ، ۷ ساعتی نیاز مبرم پیدا کردیم و رفتیم به سمتش .. روی در یه چیزی نوشته بود … البته زیاد سعی نکردم بخونم … آخه خیلی وقت بود که نوشته بودند و هر بار که نگاه کرده بودم چیزی دست [...]
اندر حکایات season 5 :: می دونی رئیس اصلی others کیه ؟ !! … نه … John Locke نیست … اگه گفتی !! … Kate Austin رئیس others باید بشه … برای اینکه Ben توی یه episode گفت : ” رئیس ما کسی ه که پدرش رو کشته ! ” … John پدرش رو نکشته [...]
راننده تاکسی داره تعریف می کنه چطوری با طناب رفیق رفته ته چاه زندگی الانش … هی افسوس می خوره … اونقدر که حال خودم رو هم داره از زندگی خودم سیر می کنه … این لغت ته چاه رو اینقدر برای خودش بزرگ کرده که آدم احساس می کنه اندازه قد برج میلاد چاه [...]
کوتاه و مختصر : – دارم سعی می کنم عاقل بشم … آدم بشو که نیستیم ؛ حداقل عاقل بشیم ! … – اما از نشانه های خرد آن است که کم کم عادت کنی به این جمله که ” آدم فقط یک بار زندگی می کند!!” … نه کمتر ، نه بیشتر ! … [...]