back

سرم رو بالا گرفتم و رفتم توی دفتر تحصیلات تکمیلی ، درخواست TA شدن دادم … یه سری سین جیم گذشته تحصیلی و … بالاخره با یه کم خودی نشون دادن و یه ذره اعتمادبنفس (خالص و کاذب مخلوط !!!) و یه کم هم انداخت خودمون توی گود ؛ برای ترم آینده قبول کردن که [...]

نظر دهید

هممون بلدیم که با خدا معامله کنیم … از بس به مردم دادیم تا بگیریم … خدا من این کار رو می کنم تو اون کار رو کنم واسم ! … خدا اگه اون مناقصه رو برنده بشیم منم اینقدر تومن نذر می کنم بدم ایتام ! … اصلآ خدا اگه این امتحان رو قبول [...]

نظر دهید

بین کلاس CAE و دکتر یه ساعت و نیمی خالی دارم … می رم زودتر ماشین رو توی اسفندیاری پارک می کنم و می پرم توی لابی دورترین صندلی به در ورودی رو انتخاب می کنم و می شینم … بالاخره یه جوری این بیکاری رو پر می کنم … خوب هم پر می شه [...]

نظر دهید

نذاشتن ما یه روز از کفر گوییمون بگذره بعد بزنن امکاناتمون رو منقطع کنن ! … هنوز ۲۴ ساعت نشده بود که ما داشتیم از برق رفتنمون شکایت می کردیم ، تلفن اتاقم قطع شد ، راستش دیگه حال ندارم از اتاق بزنم بیرون ببینم تلفن خونه هم همین بلا سرش اومده یا نه !!! [...]

نظر دهید

یکی از این خدمتگزاران ملت شریف ایران اومده بود توی تلویزیون … می گفت برای صرفه جویی انرژی تحقیق کردیم بین ساعت ۱۲ تا ۲ مصرف کننده ها زیاد مصرف نمی کنن و ما این ساعت ها رو انتخاب کردیم برای اینکه برق رو قطع کنیم که نه کسی اذیت بشه و نه ما برق [...]

نظر دهید

bback