back

“وقتی می گی پاچه می گیرم یعنی اینکه صدات اصلآ در نمی آد و کاری به کار کسی نداری .” … این رو هر کسی که وضعیتم رو خوند بهم گفت … خب ، حرف راست هم جواب نداره …بهترین مدل پاچه گیری هم همینه ، اینطوری هم بقیه می فهن که یه مشکلی هست [...]

نظر دهید

پاچه می گیرم .. از دیروز حوالی غروب شروع شد و امروز هم ادامه داشت و اصلآ نمی دونم فردا چی می شه ! … البته الان که خیلی بهتر از دیروزم و امیدوارم که فردا هم بهتر از امروز باشم … تریپ صاایران !!! … یه ذره کارا بهم پیچیده !! … آخه این [...]

نظر دهید

برای اینکه کارای مقاله مدلسازی شبکه راه آهن رو یه تکونی بدم زنگ زدم مرتضی که ببینم می تونه یه فکری بهمون بده یا نه ! … که دیدم همه جمع ان … همه یعنی بچه های اکیپ دوران مهندسی بودن … جمشید، رضا، سیاوش، علی، مرتضی ؛ مثلآ جمع شده بودیم که مائیس رو [...]

نظر دهید

داره صبح می شه … تازه ساعت از ۴ گذشته ، مونده تا خورشید بزنه … بوش نمی آد که بخوام دیگه بخوابم … من یه احمق ام که تا الان بیدار موندم … یه دیوانه که تازگی ها شده مثل قدیم ، توی کل شبانه روز ۳ ساعت بیشتر نمی خوابه … یا بهتر [...]

نظر دهید

روزهایی که با همت بلندم شروع می شه زود می گذرن و خوب می گذرن !! … چقدر بلند ؟ زیاد که نه ، اونقدر که شبا که تا ساعت ۳ توی تخت فیلم ببینم و از ۳ تا ۶ می خوابم ، دیگه ۶ بیدار باش ، باشه ! … ۶ برم یه دوشکی [...]

نظر دهید

bback