خدا … خدا زد پس گردنم که هیچی نیستی !! … تا من نخوام هیچ کاری نمی تونی کنی … الان توی حالت خلا بعد از امتحان به سر می برم … کاملآ ۵۰ ۵۰ ست …. نه بین قبولی تهران و شهرستان … بین قبول شدن و نشدن … شایدم مجاز شدن و نشدن [...]
خدا … خدا زد پس گردنم که هیچی نیستی !! … تا من نخوام هیچ کاری نمی تونی کنی … الان توی حالت خلا بعد از امتحان به سر می برم … کاملآ ۵۰ ۵۰ ست …. نه بین قبولی تهران و شهرستان … بین قبول شدن و نشدن … شایدم مجاز شدن و نشدن [...]
پارو هام رو جمع کردم …. اینم گذشت … ۹ ماه پر خیر و برکتی بود … از همه لحاظ و جهات … دوستای جدید ! هم دانشگاهی های قدیم ! کار و شغل جدید ! … یاد گرفتم توی بورس چطوری می شه سرمایه گذاری کرد … ۵ میلیون شروع خوبیه برای یه بورس [...]
آخرش من می مونم حوضم … !! … من و حوضم عادت داریم … همیشه آخرش که می شه با همیم ! … بازم به رفاقت حوضم … نمی دونم برای بند بودن دیواره هاش به زمینه که می مونه یا آبی که توش گه گاهی موج می افته … شاید این دفعه حوضم بمونه [...]
خدا برای آدم یه چیزایی پیش می آره که بهش نشون بده خیلی چیزا توی زندگی مهمتره … آدمایی که بهم برای دزدین ماشین حمله کرده بودن رو دستگیر کردن … هر ۴ تاشون رو … هم کلانتری زنگ زد … هم توی همشهری نوشته بود … روش کارشون توی محله های خلوت اینطوری بوده [...]