back

چند شنبه است ؟؟؟ یادم نمی آد.. – ناهار تن ماهی خوردم ، با آب آلبالو !! … یه لیوان دیگه آب آلبالو … بازم آب آلبالو … اگه زحمتی نیست یه یه ذره دیگه آب آلبالو … اصلاح می کنم ناهار آب آلبالو خوردم و تن ماهی . من روزی ۲ لیتر تکدانه رو [...]

نظر دهید

ببینین چقدر شلوغ می کنین !!! … حالا یه بنده خدایی یه کادو می خواسته هــــــــــــــــا .. فکر کنم بیاد بخونه اینجا رو از خیره کادوش بگذره .. : )) … !! و اما کادوی پسرا : ( فقط خودتون بشمارین ببینین چقدر زیاده ) … هی غرغر می کنین .. آخه پریسا هم مثه [...]

نظر دهید

کادو خریدن برای یه پسر راحتترین کار روی زمینه !!! … اما برای یه دختر خانوم فاتحه ات خونده می شه یه ذره هم مایل می شی به سمت قبله … مخصوصآ اگه بدونی هم می خواد استفاده کنه و هم می خوای موندگاریش بالا باشه … جرقه زد !! سگ … از نژاد های [...]

نظر دهید

دوشنبه ۸ خرداد … اولین باری که sms و زدن sms رو دیدم یادم می آد .. سال ۸۰ بود ! … توی کافهء دانشگاه نشسته بودیم .. من و ارشیا و جمشید … ارشیا اولین کسی بود توی جمعمون که sms رو active کرده بود … زد : salam … سه ثانیه بعد موبایل [...]

نظر دهید

باز خوره نوشتن و این حرفا … یه روزی امین اومده بود خونمون ، بیرون بودم … از اون بچه هایی که نمی تونی لی لی به لالاشون نذاری … مامان بهش گفته بود الان حسین می آد و باهات بازی می کنه … از پله ها داشتم می رفتم بالا که دیدم در آپارتمان [...]

نظر دهید

bback