back

خیلی وقته غر نزدم .. یعنی غر غر کردنم دیگه چنگی به دل نمی زنه .. شاید کار از غر زدن هم گذشته .. مثله قیافه دیروزم .. نمی دونم چه شکلی بودم .. اما اونم تعریفی نداشته مثه اینکه .. حال و حوصله چند نفر رو بیشتر ندارم .. البته فعلآ .. شاید تعدادشون [...]

نظر دهید

دیشب نه دیشب ترش ، یه سفر یه روزه داشتم .. به اصفهان .. باید اعتراف کنم که زیاد خوش نگذشت .. یا حداقل جوری که همیشه می گذشت نبود .. زیادم نباید از یه سفر اونطوری انتظار خاصی آدم داشته باشه .. ولی خیلی دلم گرفت .. یه شهر بی روح و کسل کننده [...]

نظر دهید

خسته تر از خسته ام .. روز پر کاری بود .. خدا رو شکر همه چیز هم خوب بود ولی می تونست ایده آل باشه که باید برای ایده آل شدنش زحمت بکشم .. .. .. امشب رفتم بیمارستان .. چقدر از محیطش دلم می گیره .. راست می گن کسی که می ره پزشکی [...]

نظر دهید

بزرگترین لذتی که یه نفر می تونه توی عمرش بکنه ؟ .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. کندن چشب مایع خشک شده از روی پوست دست پ.ن. چقدر شما فکرتون خرابه

نظر دهید

ما از داره دنیا یه خواهر داشتیم که اونم دیروز رفت !!! .. البته از اردیبهشت رفته بود ولی دیروز بصورت رسمی رفت .. البته از اردیبهشت رسمی بود اما دیشب روز رفتنش بود .. .. .. به چندتا نتیجه رسیدم که بجای تعریف کردن تموم ماوقع ، نتایج رو می نویسم نتایج اخلاقی ، [...]

نظر دهید

bback