back

خدا خدا می کردم کارنامه ارشد وقتی بیاد که من از پشت در بردارم .. ولی از شانس ما باباجان زودتر برداشت .. بازم به اهل خونه .. کسی بازش نکرده بود … اصلآ کسی هم سراغ باز کردنش رو نگرفت … فکر کنم می دونستن می رم لـــــــــــــو می دم خودم رو .. ! [...]

نظر دهید

با اینکه خیلی خسته بودم ماشینو ورداشتم و رفتم جمشیدیه … راستش رو بخوای دیگه اونجا هم تنها خوش نمی گذره … چند ساله تنها دارم می رم اونجا ؟؟ … یه .. دو .. سه … چهار .. داره داره کم کم می شه چهار سال … از وقتی که گواهینامه گرفتم . ولی [...]

نظر دهید

استاد می گفت اگه نخوای مردم حرفت رو بفهمن به زبونی بگو که احتمال اینکه کسی بفهمه خیلی کم باشه .. دیدی … حالا کی فکر می کنه برای جلب توجه می نویسم ؟!؟! اصلآ مهم نیست !!! توی زندگیه من خیلی چیزا مهم نیست … چیزایی که خیلیا خودشون رو هلاک می کنن تا [...]

نظر دهید

مهندسی اینترنت ….. استادمون پاشو کرده تویه یه کفش که من پروژه ازتون جاوا اسکریپت می خوام .. حالا بیا دو ساعت جــــــــــــــــز بزن که من الان دوتا پروژه دارم انجام می دم با asp.net و asp حالا بیا و پروژه رو از همینا حساب کن واسم .. منم کم نیوردم و گفتم باشه استاد [...]

نظر دهید

دست به کار چیزی نشدن بهترین راه حل برای اینکه کاری نکنی و موفقیتی هم نداشته باشی … به تله کسانی هم نیافت که دست به انجام کاری می زنن و خودشون رو از همون اول بازنده می بینن … فکر و عملت رو هم با همدیگه هماهنگ کن … ! اینم از سومین روز [...]

نظر دهید

bback