از خودم پرسیدم …… بهشت رو دوست دارم یا جهنم ؟!؟!؟!؟! احتیاج نبود زیاد فکر کنم …. آخه اونقدرا هم فرقی نمی کرد…. هر دو جا تا دلم بخواد دوست دارم . خوبه آدم برای هر کاریش آشنا داشته باشه … دیگه حرص و جوش اینکه یه وقت سرت بی کلاه بیمونه رو نمی خوری [...]
بویه عیدی … بویه کاغذ رنگی .. بوی تند ماهی دودی ، وسط سفرهء نو بویه یاس جا نمازه ترمهء مادر بزرگ با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم شادی شکستن قلک پول وحشت کم شدنه سکهء عیدی از شمردنه زیاد بوی اسکناسه تا نخوردهء لایه کتاب با اینا زمستونو [...]
کم کم داره تقویم دیواری اتاقم به روزای آخر خدمتش می رسه . به رسم جبر زمونه یه تقویم خریدم از نوع دیواری و تقویم قدیمی رو بازنشسته کردم . بنده خدا بعد از حدودآ ۳۶۰ روز آویزون بودن تازه نشسته بود و پاش رسیده بود زمین . کی ؟؟؟ تقویم دیواریه اتاقم ، دیگه [...]
- بهترین اتفاق : بعد از دو سال …………….. . – بدترین اتفاق : بعد از دو سال ……………… . – بهترین شب : مراسم شام اختتامیهء کنفرانس پوست و مو و زیبایی توی سالن اجلاس سران . – بدترین شب : دوشنبه شب اوخر مهر ماه . – بهترین خواب : بعد از سه [...]
غروب جمعه اس(۷/۱۲/۸۳). عجیبه ! اصلآ دلم نگرفته.تازگیا دلم کم می گیره. حالم خوبه.حال و حوصله ام سر جاشه.تازه یه دوش گرفتم و سر و صورت ردیفه.شارژه شارژم.نمودارم بالای بالاست.تموم واحدهای این ترم بخوبی و خوشی شرشون کم شده اجمعین.اون نه یکی ..نه دوتا..بیست و یکی.پیشرفتم تو Java و J2EE عالیه.(بزنم به تخته!!) هوا دیگه [...]